عبد الله احمديه

35

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

نتيجه تب را تيزتر مىگرداند . گاهى تب زايل مىشود ولى صداع ادامه مىيابد . درمان - در آنجا كه سبب بروز صداع تيزى خلط و گرمى تب باشد ، مرهمى مركب از گلاب ، سركه و روغن گل بر سر مىنهادند و يا به همان سركه و گلاب اكتفاء مىكردند . در فصل زمستان مرهم را نيم‌گرم و در تابستان يا به هنگام ابتلاء به تب بالا آن را سرد كرده و به موضع مىنهادند . براى اين‌گونه بيماران مالش پا در مطبوخ بابونه ، بنفشه و نيلوفر مفيد دانسته مىشد . با شربتى مركب از شكر ، گشنيز خشك ، بنفشه ، گل سرخ سوده و ماء الشعير و مانند آن بخار را از دماغ باز مىداشتند . پس از ستردن موى سر ضمادى از بابونه ، بنفشه و نيلوفر به سر مىماليدند . اگر سبب بروز صداع از ازدياد خلط مىبود نخست اقدام به استفراغ در بيمار مىنمودند . اگر مقتضى مىديدند كه بيمار عرق كند براى انجام اين امر مقدارى بنفشه ، بابونه و سبوس گندم را جوشانده و در طشتى مىريختند و بيمار را محفوظ در پوششى روى آن قرار مىدادند تا دفع عرق و سموم از راه پوست به عمل آيد . صداع شمسى ( خورشيدى ) صداع شمسى ، صداعى است كه صبحگاهان با طلوع آفتاب پديدار مىگردد و كم‌كم با بالا آمدن خورشيد بر شدت آن افزوده مىشود و بعد با غروب كم و زائل مىگردد . سبب آن را از حرارت مىدانند ، لذا علاج آن نيز همان درمان سردرد حار خواهد بود كه عبارتست از استشمام محلول كافور در سركه و مالش آن بر پيشانى و تفتيح و تبريد و فصد . صداع شقّى ( نيمه سرى ) در اين نوع صداع درد در نيمه سر متواليا پديدار مىگردد . ماده عامل آن در عضله صدغى ( گيجگاه ) است . به عقيده پزشكان متقدم سبب بروز اين صداع آنست كه بخارات از تمامى بدن يا از عضوى خارج و در ناحيه‌اى از سر جمع شده و ايجاد ضعف در آن